تبليغاتX
.:. نُخـــــــــــــــودی ِ بــــازی .:.

.:. نُخـــــــــــــــودی ِ بــــازی .:.

 

الان فقط چند خواسته دارم

یکی اینکه استاد شب قبل از طرح سوالات خواب نما شود و سوالاتی بس آب خوردن بدهد یا اینکه زلزله ای ..حمله امریکا به ایرانی ...یا وقایع طبیعیی رخ دهد و امتحان به یک هفته بعد موکول شود یا پسرک قصه ها به خاطر شانس نداشته من شماره اش دقیقا صندلی جلویی من باشد!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 22  توسط نُخـــودی  | 

یادم می آید آن دخترک کوچک 13-14 ساله را..با آن انبوه خرمن موهای پشت لبش که بر روی پوست سفیدش به طرز زشتی خودنمایی میکند...!فکر میکند هر چه بیشتر آرایش کند در نظر آقای وکیل مهاجرت بیشتر جلوه میکند! و او ازین همه باکلاسی دخترک و مادرش کار آن ها را سریع راه می اندازد!

فکر میکند اگر وکیل مهاجرت اوکی بدهد انگار دولت آن کشور اوکی داده!!! بعدش میبینمش که خسته است...کرم پودرها پوستش را اذیت میکنند...وسط آن روز گرم تابستانی...توی تاکسی کنار مادرش نشسته و مدام حرف وکیل توی ذهنش میچرخد : شما امتیاز لازم رو کسب نکردید!!!

اما دخترک قصه ما هنوزم داره میجنگه برای جایی که نه آسمونش نه صدای مردمونش...نه غمش نه جنب و جوشش...نه گلای گل فروشش مثل اینجا آهنی نباشه...!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 0  توسط نُخـــودی  | 

1- داشتم کانال rai uno رو میدیدم ...یه برنامه ظهرانه داره یه چیزی تو مایه های به خانه برمیگردیم خودمان!!! یه طراح لباس آورده بودند ...که لباسای تابستونه خیلی سبک و آزاد و خنک طراحی کرده بود همراه با رنگ های بسیار شاد و ساده..! چهار تا مانکن هم اونا رو پوشیده بودند و ملت نظاره میکردند و یارو طراحه هم در موردش توضیح میداد...فکر کردم انگار برای اونا تابستون شروع میشه و برای ما زمستون..چون هرچی اونا آزادتر میشن ما محدودتر و پوشیده تر!!!

2- دیشب خواب میدیدم دو تا انگشتر طلا روی اُپن آشپزخونه مونه..من انگشتر گنده تره که به نظرم خیلی خوشگل هم میومد رو برداشتم و کردم توی انگشت دومی دست راستم...بعد نمیدونم میخواستم برم کجا از دستم درش آوردم بعد که برگشتم دیدم نیست..خیلی ناراحت شدم و رفتم اون یکی انگشتر ساده تره رو دستم کردم...بعدش رفتم نزدیک پنجره ایستادم تا قشنگ بتونم تماشاش کنم..چون فضای خوابم خیلی تاریک بود و من به سختی چیزی رو تشخیص میدادم..! نگاه کردم دیدم روی انگشتر به شکل یک گل رزه بزرگه که توش رز های کوچیکتری داره که از الماسه

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 14  توسط نُخـــودی  |