تبليغاتX
.:. نُخـــــــــــــــودی ِ بــــازی .:.

.:. نُخـــــــــــــــودی ِ بــــازی .:.

 

خواب دیدم سه تا خورشید توی آسمونه ولی هیچ کدوم نوری ندارن و دور هم میچرخن...همه جا تاریکه و منم خیره شدم توی آسمون و دارم خورشیدها رو نگاه میکنم..خواب عجیبی بود شاید هم عجیب تر من بودم که تنهایی توی اون تاریکی می خواستم به همه کمک کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 10  توسط نُخـــودی  | 

 

بیچاره آلزایمری تر شده..شب قبلش با مادرم سر جنسیت بچه توافق میکنه فردایش از من خواستگاری میکنه..شاید هم نمی دونه من از سکس سه نفره بدم می آد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 17  توسط نُخـــودی  | 

شصت هفتاد سال پیش یه سیاهپوست تو امریکا گفت I have a dream الان یه دختر سفیدپوست ایرانی الاصل توی ایران میگه  I have a dream

و :

1 - هنوز جمله رو تموم نکرده متهم به رویا پردازی میشه

2- dream بلافاصله در اوین تحقق پیدا میکنه

3- آقا جان ساختار باید درست باشه..بعدشم قانون در رابطه با مدرک تحصیلی وزارت کشور ساکته حالا هی گیر دادین استیضاح ...گنده تر از قانون که نیستین

4- اینا همه اش به خاطر بی شوهریه مادر...بری خونه شوهر رویات بزرگ کردن بچه هات میشه قربونت برم

5- این dream توی تاریخ تحت عنوان فان ترین رویداد نوشته میشه و هیچ وقت تحقق پیدا نمیکنه هیچ وقت یعنی نه شصت هفتاد و نه ششصد هفتصد سال بعد

6- چی میگی؟ تو ایران؟؟؟؟ حالا طرف زنده ست؟

7- اصلا آقا همه اش تقصیر این عرباست که اومدند ما رو مسلمون کردند وگرنه جان خودم ما الان خداترین مملکت بودیم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 23  توسط نُخـــودی  | 

 

* : به خدا دانشجوئم.

خانومه ی گشت ارشاط : کدوم دانشگاهی تو رو با این ریخت و قیافه راه میده؟

* : همون دانشگاهی که تو رو راه نداده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 17  توسط نُخـــودی  | 

 

پیرو پست قبل مجبورم اضافه کنم فاصله سرد ِ بین دو یا چند هم خونه پسر رو فکر کردن به غذاهای خوشمزه مامان گـــــُهلشان پر میکند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 19  توسط نُخـــودی  | 

 

من و دوست سی ساله ام کل اتوبان امامعلی رو با بحث راجع به بی وفایی پسرها گذروندیم و در یک نتیجه گیری کاملا فلسفی به این نکته رسیدیم که  فاصله سرد در شب های سرد ِ بین دو هم خونه دختر رو یه دیلدو میتونه پر کنه و فاصله سرد در شب های سرد ِ بین چندین هم خونه دختر رو دیلدوهای متعدد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 15  توسط نُخـــودی  | 

 

حالا که اینطور شد قرار دوشنبه ی هر هفته مان باشد بازار ... من کاپشن قرمزه ام رو میپوشم تو هم شال گردن جدیدت رو بپیچ دور گردنت...دماغمون رو بچسبونیم به شیشه ی مغازه ها و راجع به برند های تقلبی بحث کنیم.هوم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 15  توسط نُخـــودی  | 

 

باور کن هیچ چیز مهم تر از پاس کردن خود ِ استاد نیست حتی درسی که میدهد!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 12  توسط نُخـــودی  | 

استاد : اینکه دکارت میگه من شک میکنم پس هستم یعنی دکارت چیه؟

من: یعنی آدم شکاکیه!

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 10  توسط نُخـــودی  | 

عاشق این یه تیکه ام که با التماس میگه :

Somebody wants you
Somebody needs you
Somebody dreams about you every single night
Somebody can't breath without you, it's lonely
Somebody hopes someday you will see

......

That Somebody's Me 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 1  توسط نُخـــودی