تبليغاتX
.:. نُخـــــــــــــــودی ِ بــــازی .:. - the coldest story ever told

.:. نُخـــــــــــــــودی ِ بــــازی .:.

 

سال جدید برای من با مریضی شروع شد...

شب عید رو از شدت درد نخوابیدم..و روز عید در کمال ناباوری گوش سمت چپم شنواییش رو از دست داده بود...

کمتر از دو ساعت مانده به سال تحویل توی خیابون ها به دنبال یک درمانگاهی بیمارستانی جایی میگشتیم که یک دکتر بتواند مرض من را تشخیص بدهد..راستش با اینکه شنواییم کم شده بود ولی اصلا نمیترسیدم!

بالاخره یک درمانگاهی باز بود و دکتر تشخیص عفونت شدید همراه با پارگی پرده گوش (خدایا یه پرده رو توی بدنم سالم نگه نداشتی ها ) رو داد و متعاقبا یه کیلو قرصو دارو و چندین آمپول!

یک هفته تمام شنواییم کم بود..هنوز حالم خوب نشده..ولی شنواییم برگشته (میگن پرده گوش خودش رو ترمیم میکنه) فکر کن!

با این تفاسیر به امسال خیلی خوشبینم! امسال سالیه پر از تصمیمات نهایی..پر از دو دلی ها و انتخاب کردن ها...پره از زندگی جدید...پره از روزهای جدید و نخودی متفاوت!

امسال بیشتر از هر سال دیگه ای فکر میکنم و احساس میکنم بزرگتر شده ام...بیشتر از هر سالی احساس میکنم امسال سال سرنوشت سازیه برام...

و امسال دقیقا رسیده ام به سر اون دو راهی حالا باید تصمیم بگیرم که کدوم راه رو باید برم!

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 20  توسط نُخـــودی  |