از دست این دانشگاه.
میبنی ترم آخری چه جینگیل بازیی در آوردن برای ما؟ روز ۲۵ خرداد که میشد اولین روز امتحانای ما..و من به سلامتی آخرین شماره از حقوق مدنی های مزخرف رو داشتم...صبح کل سحر با چشمای پف کرده ی شب امتحان درس خونده گازش رو گرفتم به سمت دانشگاه...اتوبان بابایی هم خلوت...سرمو تکیه داده بودم به بالشتک صندلی و چرت میزدم واسه خودم...ضبط رو هم خاموش کرده بودم که مزاحم خوابم نشه.![]()
این همه راه تو این بی بنزینی و بی خوابی پا شدیم رفتیم دانشگاه دیدیم یه ده دوازده تا از پسرای خوش تیپ مو شونه نکرده نشستن (مثلا تحصن کردند) جلوی در ورودی..منم محلی ندادم و رفتم توی سلف تا آخرین تقلب ها رو گوشه کتاب قانونم یادداشت کنم.
اومدم توی حیاط دیدم یه سری دیگه دختر هم بهشون اضافه شدند و هیچی نمیگن...پسرا شروع کردن به خوندن سرود ای ایران و دخترا هم غش کرده بودند از این همه هماهنگی و صداهای ناهنجار...وسط های شعر رو هم که بلد نبودند و آهنگ میزدند واسه خودشون.
خلاصه معاون ریاست دانشگاه اومد گفت ما احساسات شما رو درک میکنیم و امتحانای امروز و فردا کنسله...بچه ها هم حتی اونایی که تحصن کرده بودند سریع جول و پلاسشون رو جمع کردند و رفتند خونه..انگار فقط میخواستن امتحانا کنسل بشه..که من و دوستم تصمیم گرفتیم یه تحصن بکنیم که امتحان ها برگزار بشه.
منم عصبانی از بی خوابی رفتم سمت لیدرشون و گفتم همینو میخواستی؟ فقط میخواستی امتحان کنسل بشه؟ حداقل یه شعاری..یه یار دبستانیی..یه چیزی بخونید. فکر میکنید چی جواب داد؟ گفت دانشگاه ما سی یا سی نیست و در عرض یه ربع همه جا خلوت شد.یعنی من رسما کف کرده بودم از این همه درک و شعور سی یا سی.
بعد از اون دو روز داشگاه اعلام کرد امتحانا تا آخر دلبخواهیه..هر کی میخواد بیاد امتحان بده هرکی هم نمیخواد نیاد..بعدا ازش امتحان میگیریم.
یعنی مثلا برای منی که پس فردا سه تا امتحان تو یه روز دارم الان گه گیجه گرفتم که آیا برم امتحانو بدم یا نه..والله ما که شانس نداریم..میان یه ستاره گنده میزنن جلو کارنامه مون..بیا به اینا ثابت کن بابا من هیچ طرفی نیستم..من طرف تنبل بازیم.
البته دانشگاهای گنده و دهن پرکن همه امتحاناشون کنسل شده.اساتید و دانشجوهای اون دانشگاها یه حرفی واسه گفتن دارن..یه عقیده ای..آرمانی هدفی دارن..جمعیت دانشجوها هم زیاه..نه مث دانشگاه ما که با دانشکده هنر روی هم رفته جمعیتش میشه اندازه دو تا دبیرستان دولتی.
خلاصه اینکه جریان بو میده...اگه میخواستن کنسل کنن یا نکنن باید موضع ثابتی میگرفتن...اینجوری یه لنگ در هوا که نمیشه...اوه برم درس بخونم که فردا صبح فقه دارم .![]()
پ.ن:شبکه شو تی وی ترکیه یه برنامه داره به نام میدان سی یا ست...دیشب برنامه اشو اختصاص داده بود به اتفاقات ایران. با حضور تعدادی از ایرانی های مقیم اونجا و البته یه استاد تبریزی اسکل که میگفت استاد روابط بین الملل تو دانشگاه تهرانه.خلاصه برنامه جالبی بود و البته ناراحت کننده..که بعضی جاهاش روزنامه نگارا و مجری برنامه از چیزایی که در مورد ایرن میشنیدند یا میخندیدن یا با تعجب نگاه میکردن.
مجری گفت اگر این اتفاقات باعث یک انقلاب دیگر بشه..شاهد یک سورپریز از طرف مردم ایران خواهیم بود که در عرض هفتاد سال سه بار رژیم عوض کردند. ولی افسوس که نمیدونن این دعواها همه اش سر لحاف مُلائه و یه سری الکی جونشون رو گرفتند دستشون.
